سمفونی عدم

گزارشی از نمایشگاه طراحی و نقاشی‌های سپیده عابدی در گالری دنا
نویسنده: احمدرضا حجارزاده

«سمفونیِ عدم» نام مجموعه حال حاضر سپیده عابدی است که از 28 اردیبهشت تا دوم خرداد در گالری دنا برپاست. سپیده عابدی متولد بیست‌ویکمِ تیرماه63 درتهران و فارغ التحصیل رشته گرافیک وتصویرسازی از دانشگاه علمی کاربردی است. او که فعالیتش در حوزه‌ی نقاشی را به طور جدی از سال 83 شروع کرده، تاکنون در بیش از ده نمایشگاه گروهی شرکت داشته واین سومین نمایشگاه انفرادی اوست.

این مجموعه شامل چهل اثرطراحی و نقاشی در ابعاد مختلف است که با دو تکنیک خودکار و رنگ روغن روی بوم اجرا شده اند. هم‌زمان با آیین گشایش نمایشگاه، سری به این گالری زدیم تا ضمن بازدید از آثار سپیده عابدی،گپ‌وگفت کوتاهی درباره‌ی جهانِ تابلوها، ایده‌ها و تکنیک اجرایی‌اش با این هنرمند داشته باشیم.

***

نقابی که همیشه با من است …
سپیده عابدی در میانه‌ی گالری و بین مخاطبان ایستاده و با شور و حرارت درباره‌ی کارهای عجیب اما دیدنی‌اش با آنها گفت‌وگو می‌کند. خودش هم مثل تابلوهایش، لباسی بر تن دارد که تصویر جمجه‌های فراوانی بر آن چاپ شده و کاملاً با فضای کارهای نمایشگاهش هم‌خوانی دارد. برخلاف ظاهرِ شاد، مفرح و پُررنگ و لعابِ عابدی، تمام تابلوهای او سیاه‌وسفید و حاوی تصاویری تلخ و سیاه از پیوند مرگ و زندگی انسان‌ها و تجربه‌های‌شان هستند. این نکته‌یی است که خودِ عابدی نیز به آنها اشاره می‌کند و می‌گوید:«در حقیقت من این‌قدر سیاه و تلخ فکر نمی‌کنم. شاید این چیزی‌ست که با من هست اما با ظاهرم خیلی تفاوت داشته باشد. متاسفانه آن نقاب همیشه با من است. جامعه و اطرافیانم به نوعی حکم می‌کنند که باید خودم را خیلی خوب نشان بدهم! یعنی نشان بدهم من خوبم و همه‌چیز خوب و بر وفق مرادم است، یا من زیبا هستم و زیبا می‌بینم. در صورتی که درون من این‌طور نیست. درونم سرشار از غم و غصه و درگیری‌های احساسی و عاطفی است که این‌ها همواره در کنارم هستند».

با احساسات زنانه مشکل دارم!
عابدی در استیتمنتِ نمایشگاهش با اشاره به سمبل‌هایی مانند آنیما و آنیموس (ضمیر ناهوشیار مرد و زن)، از نظریات «کارل گوستاو یونگ» در کتاب «انسان و سمبل‌هایش» یاد کرده است. او در رابطه با این نظریه و درون‌مایه‌ی نقاشی‌های خودش در نمایشگاه «سمفونی عدم» چنین می‌گوید:«نمی‌خواهم بگویم کاراکترهایم زنانه یا مردانه‌اند، ولی به نظرم حس مردانه را بیش‌تر منتقل می‌کنند، چون من کمی با احساسات زنانه مشکل دارم و فکر می‌کنم پرچم مردها بالاتر است. از سویی، ذات فردی و زن‌بودنم را خوب شناخته‌ام یا شاید می‌خواستم نشان بدهم اگر مرد باشم، قدرت بیش‌تری خواهم داشت. در واقع می‌خواستم ضعفی را که نسبت به زن‌بودن در من هست، پشتِ این نقاشی‌ها پنهان بکنم».

فضاسازی و ایده
عابدی درباره‌ی فضای سیاه‌وسفید تابلوها معتقد است:«کارکردن با رنگ سیاه‌وسفید برایم به نوعی درگیری بود تا مجبور نباشم همه چیز را با رنگ اجرا و القا بکنم. می‌خواستم کنتراست‌ها را در زمینه‌ی سیاه‌وسفید نشان بدهم. ضمن این‌که حس کردم کارکردن به صورتِ سیاه‌وسفید خیلی بیش‌تر به انتقال مفهومِ مدِ نظرم کمک می‌کند.گرچه پیش از این هیچ‌وقت به شکل مطلق، سیاه‌وسفید کار نکرده بودم و این نخستین تجربه و مجموعه‌ام در این زمینه بود».

در تمام تابلوهای این مجموعه، نشانه‌های ثابتی نظیر جمجمه‌ی انسان، نوزاد یا جنین، کرگدن و فیل و اعضای به هم‌ریخته، هولناک و اغراق‌شده‌ی صورت مثل چشم، زبان، بینی و … دیده می‌شوند. درباره‌ی انتخابِ این اِلِمان‌ها و تِمِ ثابت تابلوها از سپیده عابدی می‌پرسیم و پاسخ می‌شنویم:«به طور دقیق نمی‌دانم معنای فیل و کرگدن در بحث نمادها چیست و چه حسی می‌دهند، ولی برای من، آنها حیوانات بزرگی‌اند که قلب کوچکی دارند. یادم می‌آید در فیلم مستندی دیده بودم فیلی اشک می‌ریزد واین مرا بسیار احساساتی کرد و در من اثرگذار بود. همه فقط می‌بینند که فیل چه حیوان بزرگی است اما در واقع برخلاف ظاهرش می‌تواند حساس و لطیف باشد. البته فیل، حیوان مورد علاقه‌ام من است! در مورد المان‌های مشترک دیگر مثل جنین یا آدم‌هایی که به شکل جنین خوابیده‌اند، می‌توانم بگویم شاید به دلیلِ انزوایی است که در دوران جنینی داشتیم و همچنان با ماست. نمادهای دیگری مثل چشم و گوش و دهان هم ایده‌های ذهنی خودم بود که در کارها اضافه شد».

عابدی در مورد این‌که ایده‌های آثارش را چگونه پیدا می‌کند،گفت:«اغلب آثارم درگیری‌های فکری و ذهنی خودم هستند که از دوران کودکی و چیزهای کوچک شروع شدند و فکرم را درگیر کردند و تا امروز با من بوده و هستند. حس می‌کردم اگر بتوانم درگیری‌های ذهنی‌ام را به نمایش بگذارم، بار سنگینی که از این احساس در وجودم هست، تخلیه می‌شود. در واقع همان حسی را دارم که معمولاً می‌گویند مشکلات‌تان را بنویسید و بیندازید دور تا آرام بشوید اما من می‌گویم به جای نوشتن، می‌کِشم و نشان می‌دهم».

به اشتراک گذاشتن در:

When: -
Where:
Tehran Tehran Province Iran